مدیریت - بازاریابی- گردشگری- توسعه شهری سید سجاد اسبقی- کارشناسی ارشد MBA دانشگاه تبریز درباره وبلاگ ![]() سیدسجاداسبقی کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی(گرایش بازاریابی بین الملل) سلام بر دوستان عزیز این وبلاگ با هدف تبادل اطلاعات در زمینه مدیریت - بازاریابی - گردشگری در خدمت کلیه دوستان خواهد بود.کاش می دانستید که زندگی با همه وسعت خویش محفل ساکت غم خوردن نیست حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نیست زندگی خوردن و خوابیدن نیست زندگی حس جاری شدن است زندگی کوشش و راهی شدن است امیدوارم از راهنمائی دوستانی که دستی به قلم دارند بی نصیب نمونم. نیستم محتاج نگاهی که بلغزد بر من خودم هستم و تنهایی و یک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزد.... .هر کس به چیزی تبدیل می شود که بدان عشق می ورزد.اگر سنگی را دوست داشته باشد سنگ می شود اگر هدفی را دوست بدارد ،به آن هدف تبدیل می شوداگر به فردی عشق ورزد آن فرد می شود اگر به خدا عشق بورزد خدایی می شود وحال انتخاب با ماست . آخرین مطالب
آرشيو وبلاگ
نويسندگان چندی پیش مشغول دیدن سریال مورد علاقه ام از تلویزیون بودم که ناگهان در مهمترین قسمت آن برنامه قطع شد. بلافاصله چند آگهی تبلیغاتی (آگهی بازرگانی) در تلویزیون شروع به پخش شد. بواسطه گرایش رشته ام در بازاریابی همواره به این آگهی ها توجه می کنم. کمی که به این آگهی ها دقت کردم متاسفانه احساس کردم که چقدر برخی از این آگهی ها احمقانه، سخیف و خسته کننده بنظر می رسند و متاسفانه با دیدن این آگهی ها تصور می کنید که چقدر بیننده را احمق فرض می کنند. در این مقاله قصد ندارم که اسم آگهی مشخصی را به میان آورم اما این را می دانستم که برخی از این شرکت ها با همین تبلیغات بعضاً احمقانه توانسته بودند خریداران احتمالی را ترغیب کنند و فروش بیشتری داشته باشند. ناگهان این سئوال به ذهنم خطور کرد که چگونه چنین آگهی هایی باعث فروش بیشتر می شوند؟ ناخداگاه به یاد فصل اول کتاب A Guide to Creating Great Advertising نوشته Luke Sullivan که در ایران با عنوان کتاب “تبلیغات خلاق” توسط انتشارات سیته و ترجمه آقای فرزاد مقدم انتشار یافته است، افتادم. نظرات شما عزیزان: پیوندهای روزانه
پيوندها
|
|||
![]() |